لینک مستقیم|تحقیق در مورد جزوه طراحی و پیاده سازی 66 ص |

تحقیق در مورد جزوه طراحی و پیاده سازی 66 ص ,جزوه طراحی و پیاده سازی 66 ص,دانلود تحقیق در مورد جزوه طراحی و پیاده سازی 66 ص ,جزوه,طراحی,و,پیاده,سازی,تحقیق در مورد جزوه طراحی و پیاده سازی 66 ص |1652846|lie1871999|
جوینده گرامی در این پست شما فایل با عنوان تحقیق در مورد جزوه طراحی و پیاده سازی 66 ص را مشاهده می نمایید.

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل : .DOC ( قابل ويرايش و آماده پرينت )

تعداد صفحه : 67 صفحه

قسمتی از متن .DOC :

1

Why study programming languages ?

‏هر چه قابليت ابزار را بشناسيم ابزار شناسي بهتر مي شود .

‏الگو ريتم هاي بهينه تر مي شود .

‏قدرت انتخاب زبانها بالا تر مي رود .

‏يادگيري زبانهاي جديد آسان تر مي شود .

‏براي طراحي زبان جديد مي توان از قابليتهاي زبانهايي که شناختيم استفاده کنيم و نقاط ضعف را رفع کنيم . (مانند java‏ )

Attributes of a good language :

‏ساختار زبان ساده و روشن و واضح (کد نويسي راحت باشد)

‏سنخيت با آن طبيعت مسئله.

orthognaliy‏ (تعامل) قابليت ترکيب دستور العمل ها و استفاده ازساختاريدر ساختارهاي ديگر .

‏مثال ‏:

A=b>3; if (a=b)

‏استفاده يکassignment‏ در ساختار if

‏ :Support for abstraction .4

‏ data‏ مجرد که ساخته ميشود مهم نيست در کجا کار ميکند و از محيط خارج مستقل است و محيط خارج هيچ دخل و تصرفي در بر نامه ندارد . به data type ‏ يک زبان هر چه لازم است مي توان اضافه کرد .

‏مثال : link list‏ يک تايپ data type‏ مجرد است .

‏ 5. Ease of program verificatin‏ ‏ ‏ ( تشخيص صحت برنامه ) :

‏ 6. programming enviroment‏ : ( محيط مجتمع توسعه IDE ‏ که محيط هاي user friendly ‏ هستند )

‏ 7. portability of ‏programs‏ : ( قابليت حمل )

‏از يک دستگاه به دستگاه ديگر کار کند مانند زبان java‏ .‏

‏8. cost of use ‏ : ( هزينه اجرا ، هزينه ترجمه ، هزينه توليد ، هزينه نگهداري )

cost of program execution‏ : برنامه سريع اجرا شود و کد بهينه وقت زيادي براي اجرا از cpu ‏ نگيرد .

cost of program translation‏:مدت زماني که compile ‏ کد توليد مي کند زمان کمي باشد .

‏مثال : pascal ‏سريع تر اجرا مي شود و کند تر compile‏ مي شود زيرا پاسکال بهينه سازي کد انجام مي دهد ، زمان بيشتري مي برد ولي c ‏ بر عکس .

cost of program creation , testing and use ‏ : برنامه نويس سريعتر تويط زبان ،‏ برنامه را توليد کند و تعداد برنامه نويس کمتري لازم باشد .

cost of program maintenance ‏ : زباني که توسعه و خوانايي بالاتري داشته باشد .

‏مثال : pascal ‏ هزينه نگهداري کمتري دارد چون ، چند ماه بعد قابل فهم تر است .

‏زبان خوب براي دانشجو زباني است که هزينه compile ‏ پايين باشد .

‏بستگي به معيارهاي زبان برنامه نويسي مناسب مشخص مي شود .

2

‏Language paradiagms‏ :

Imperative languages ‏ :

‏ زبانهايي مانند : PLI ‏ ، Pascal ‏ ، c ‏، fortran

‏ زبانهايي که الگو ريتم ها را در غالب function ‏ ، procedure ‏ مي نويسيم و هر procedure ‏ يک شرح وظيفه اي دارد که برنامه نويس کد آنرا مي نويسد و مجموعه دستور العمل ها ، state ‏ ماشين ( موقعيت cpu ‏ و حافظه ) را تغببر مي دهد .

‏بعد از انجام هر دستور العمل نتيجه را در جايي بريزيم و ببينيم . ( procedural languages ‏ )

Applicative languages‏ :

‏ زبانهايي مانند ML‏ ، Lisp ‏

‏اساس کار function‏ است و زبان با کار کردن اين function‏ به نتيجه کار مي رسد.

‏ object- oriented programming‏ :

‏محور اصلي اين زبان شي ها هستند و با استفاده از اين زبان مي توان data type ‏ پيچيده را از ترکيب data type ‏ هاي جديدي بدست آورد .(link list ‏ : مجموعه اي از data type ‏هاي ساده بدست آمده )

: Rule – based languages ‏(شاخه اي از زبان توصيفي )

‏ ‏ساختار اين rule ‏ها دو بخش است :

action

validtion

‏ languages‏ evtiarative :

‏زبانهايي هستند که دانش (rule ‏ ، fact‏ ) داخل آن توصيف مي شود و از آنها براي پاسخگويي به يک سري پرسشها استفاده مي شود .

‏زبانهايي که دانش در خطوط برنامه مستقر است .

‏زبان prolog ‏ اجازه داده مي شود که دانش در قالب به صورت facts ‏ ، rules ‏ معرفي شود .

‏جلسه دوم : ‏

Enviroment ‏ ‏:‏ محيطي که تحت آن برنامه نويسي انجام مي شود و بر طراحي و پياده سازي زبان تأثير گذار است .

‏در محيط dos ‏ ،مي بينيم که زبان بر نامه نويسي هم تأثير پذير است به طور مثال در محيط dos‏ ، mouse programming‏ سخت است .

‏درc و turbo pascal ‏ مشکل است با mouse ‏ کار کنيم بايد driver ‏ موس را داشته باشيم و بعدا با intrupt ‏ ها ، mouse ‏ را کنترل کنيم . چون محيط اجازه کار با موس را راحت نمي دهد ، برنامه نويس بايد با lintrupt‏ اين کار را پياده کند . ولي همين c‏ و pascal ‏ در ويندوز به علت وجود توابع و امکانات os ‏ اجازه کار با موس به راحتي امکان پذير مي سازد.

‏اگر پاسکال در محيط ويندوز اجرا شود ( زبان Delphi‏) کار راحتتر است و با mouse ‏ مي توان کار کرد .

3

‏بنابراين محيط در feature‏ هايي که مي تواند در اختيار قرار دهد تاثير گذار است ، مثلا در سيستمهاي قديمي که main frame‏ بودند batch proccessing ‏ داشتند .

batch proccessing‏:

‏وقتي برنامه اي را براي اجرا مي فرستيم در صفي قرار مي گيرد تا نوبت به آن برسد . در آن وقت چند برنامه در صف قرار مي گيرند و ميتوانند با هم کار کنند . د ر آن وقت شروع به کار مي کنند ، از زمانيکه در صف قرار مي کيرند تا زمانيکه اجرا شود.user‏هيچ دخل و تصرفي نمي تواند به آن داشته باشد . برنامه براي اجرا فرستاده مي شود و ديگر منتظر نمي ايستد که کاربر data ‏اي را وارد کند ( توسط کي برد ) يا مثلا اطلاعاتي را روي صفحه ببينيم . بنا براين حالت interaction‏ بين user ‏ و برنامه وجود ندارد . چون محيط اينطور است زبانهايي که تحت اين محيط طراحي و پياده سازي مي شوند ، feature‏هايي مثل demo‏ کارهاي mouse ‏ و کارهايي که حالت interaction ‏ بين user ‏ و برنامه باشد ديده نمي شود . ( ارتباط بر قرار کردن و رد و بدل کردن اطلاعات : interaction ‏ ) . ولي در عوض بدليل اينکه کار با دستگاههاي جانبي مثل ديسکها و tape ‏ ها و کارتخوان و ... بيشر نياز است ، feature‏هايي که بتواند با آنها کار کند بيشتر شده است .( مثل cobol ‏ در Dosvs‏) ‏.‏

‏يعني محيط بسيار در طراحي زبان و feature‏ هايي که آن زبان مي تواند در اختيار کاربر بگذارد موثر است .

‏در بعضي سيستمها ممکن است feature‏ هايي لازم باشد که محيط نمي دهد ، زبان برنامه سازي بايد آنرا شبيه سازي software simulation ‏ کند .

‏براي طراحي و پياده سازي زبان اولين کاري که بايد بکنيم اين است که چون مي دانيم محيط روي زبان موثر است ، محيطي را که با اين زبان قرار است کامپايل شود روي آن و يا محيطي که اين زبان بايد روي آن اجرا شود شناسايي کنيم .

‏پس شناسايي اينکه روي چه دستگاهي عمليات کامپايل انجام شود و برنامه روي‏ ‏چه دستگاهي اجرا مي شود اهميت دارد..معمولا روي همان دستگاه که برنامه کامپايل مي شود روي همان اجرا مي شود .

‏ پس بايد تا حدودي معماري کار را بشناسيم که چه اتفاقاتي مي افتد داخلي ترين لايه Actual Computer‏ است که همانن سخت افزار است و به تنهايي قابل استفاده نيست و براي قابل استفاده شدن به لايه هاي نرم افزاري روي آن نياز است .

‏شکل Virtual Computer‏:

AP

PL

OS

BIOS

AC

‏يک لايه نازک نرم افزاري به اسم Bios‏ که روي لايه Actual comp.‏ قرار ميگيرد . يک سري سرويسهاي اوليه مربوط به ورودي و خروجي در آن قرار گرفته .

‏اين نما سطوح Virtuality

‏ را نمايش ميدهد.

‏وقتي کامپيوتر را روشن مي کنيم قبل از اينکه سيستم عامل بالا بيايد Keyboard‏ و Ram ‏ گراقيک روشن ميشوند و hard‏ چشمک مي زند ، اين سرويسها مربوط به bios‏ است.